الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

466

الغدير ( فارسى )

گشادند و چون مردم از اين امر فارغ شدند ، امّهات [ همسران پيامبر ] به فرمودهء خواجهء كاينات صلّى اللّه عليه و آله نزد على رفته او را تهنيت گفتند . از جملهء اصحاب ، عمر بن الخطاب گفت : خوشا به حال تو اى على ، صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى جميع مؤمنين و مؤمنات هستى . « 1 » مورّخ غياث الدين « 2 » ( م 942 ) نوشته : پس امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، به موجب فرمودهء حضرت رسالت در خيمه نشست تا طوايف خلايق به ملازمتش رفته لوازم تهنيت به تقديم رسانيدند و از جملهء اصحاب ، امير المؤمنين عمر بن الخطاب ، رضى اللّه عنه ، جناب ولايت مآب را گفت : خوشا به حال تو اى پسر ابو طالب ، بامداد كردى در وقتى كه مولاى من و مولاى هرمؤمن و مؤمنه بودى . بعد از آن امّهات مؤمنين برحسب اشارت سيّد المرسلين به خيمهء امير المؤمنين رفته شرط تهنيت به جاى آوردند . « 3 » داستان تهنيت ابو بكر و عمر را تعداد بسيارى از پيشوايان حديث و تفسير و تاريخ اهل سنّت كه عدّهء آنان قابل توجه است ، روايت كرده‌اند ، چه آنها كه اين داستان را به طور مرسل ترديدناپذير روايت نموده‌اند و چه آنها كه آن را به مسانيد صحيح و رجال ثقه و مورد اعتماد روايت كرده‌اند كه سلسلهء ناقلان به تعدادى از صحابه منتهى مىشود ، مانند ابن عباس و ابو هريره و براء بن عازب و زيد بن ارقم . اكنون به ذكر جمعى از پيشوايان حديث و تفسير كه داستان مزبور را روايت كرده‌اند ، بدين شرح مبادرت مىورزيم : 1 - حافظ ابو بكر ، عبد اللّه بن محمّد بن ابى شيبه ( م 235 ) در المصنّف به اسناد خود از براء بن عازب روايت كرده كه گفت : در سفرى با رسول خدا بوديم و در غدير خم فرود آمديم . در اين هنگام بانگ نماز جماعت بلند شد و رسول خدا در زير درختى كه از خار

--> ( 1 ) . روضة الصفا : 2 / 541 - با اندك تصرّف . ( و ) ( 2 ) . در كشف الظنون : 1 / 419 مذكور است كه كتاب حبيب السير او از كتابهاى معتبر و سودمند است و حسام الدين نيز در مرافض الروافض آن را از كتاب‌هاى معتبر به شمار آورده و ابو الحسنات حنفى در الفوايد البهية به آن اعتماد كرده و در صفحات 86 ، 87 ، 90 ، 91 و جز آنها به نقل از آن پرداخته است . ( 3 ) . حبيب السير : 1 / جزء 3 / 411 . ( و )